ورزنه ای ها

متن مرتبط با «روز مرد» در سایت ورزنه ای ها نوشته شده است

ترول- 24 ساعت شبانه روز

  • اس ام اس های طنز روز مرد و روز پدر

  • نیلوبلاگ

      اول از همه روزمرد” به مردانی مبارک که : غرور مردانگی اونها اجازه نمیده کسی اشکهاشون رو ببینه کسانی که برابر زنان باید پاسخگوی عواطف باشند کسانی که سختی و فشار زندگی رو تحمل میکنن و میریزن توی خودشون و اونها رو تبدیل به یک لبخند میکنند تا خوانوادشون نگران چیزی نباشن . و کسانی که هیچوقت سختی مرد بودن رو با راحتی نامردی عوض نمیکنن . این اس ام اس ها صرفا جهت مزاح و سرگرمی است    ...

    ادامه مطلب
  • جوک و ماجرا های طنز روز (اصفهانی)

  • نیلوبلاگ

      ادامه مطلب ...

    ادامه مطلب
  • تفاوت زن و مردها در شرایط گوناگون

  • نیلوبلاگ

      هنگام عبور از خیابان  خانم ها سمت راست را نگاه می كنند. سمت چپ را نگاه می كنند. از خیابان رد می شوند. آقایان سمت راست را نگاه می كنند، ماشین می آید . فاصله ماشین با خودشان را با چشم اندازه می گیرند و چون همگی راننده های قابلی هستند با سرعت وارد خیابان می شوند . راننده به شدت ترمز می كند. مرتیكه مگه كوری؟ (راننده می گوید) در حالی كه از روی میله های وسط خیابان می پرد می گوید: كور خودتی گاری چی! بدون اینكه سمت چپ را نگاه كند می دود آن سمت خیابان. هنوز هم صدای ...

    ادامه مطلب
  • تحقیر مردم باسبدکالایی

  • مردان و زنان جذامی ایرانی

  • نیلوبلاگ

         کاوی عیوضیان 70 سال دارد. اهل شهرستان کلیبر استان آذربایجان شرقی است ، او و همسرش هر دو در روستا به جذام مبتلا شده اند و پس از بهبودی در منزل شخصی خود در شهر تبریز زندگی می کنند. آرزوی او بهبود وضعیت معیشتی شان است و اینکه سقف خانه قدیمی شان بر سرشان فرو نریزد.    محمد جهانگیری 75 سال دارد. اهل شهر سنندج، استان کردستان است . او با همسرش که او هم جذامی است در روستای سرچنار در نزدیکی شهر میاندوآب زندگی می کنند. آنها فقیر هستند و مشکلات زیادی برای تهی...

    ادامه مطلب
  • مردی چهار پسر داشت.

  • نیلوبلاگ

    مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود.پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند.پسر اول گفت: «درخت زشتی بود، خمیده و درهم پیچیده.» پسر دوم گفت: «نه… درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.»پسر سوم گفت: «نه… درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین… و با شکوه ترین صحنه ای بود که تا ...

    ادامه مطلب