
ســــلام دوستان... به وبلاگ جدیدم سری بزنید.ممنون... (همش عاشقانس) روی عکس زیر کلیک کنید ...
ادامه مطلب
یک عاشقانه آرام ایمان عبدلی اگر که تو هم معتقدی «حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست، برای زنده نگهداشتن عشق است» و اگر مثل من فکر میکنی که «عاشق یاغی است» پس یاغی شو و از حافظهات کمک بگیر.برای همسرم 22/ 03/ 88 پاراگراف بالا تمام متن تقدیمی من به همسرم بود، متن را بین عنوان کتاب «یک عاشقانهی آرام» و نام نویسنده «نادر ابراهیمی» نوشتم، حدود دهسانت فضا داشتم که برای متن من کم بود. بهناچار تاریخ را بین نام نویسنده و لوگوی انتشارات روزبهان ثبت کردم. کتاب را کادوپیچ تحویل پست دادم تا به آدرس منزل پدری همسرم تحویل بدهند. این اولین هدیهی من بود. در آن شرایط فکر میکردم که با این کتاب و محتوایش تاثیر مثبتی روی رابطهام با همسرم خواهم گذاشت، غافل از اینکه... خب پدر همسرم خیلی موافق وصلت م...
ادامه مطلب
هميشه آرزوهايت را ياد داشت کن... نه به خاطر اينکه خدا فراموش مي کند.. به خاطر اينکه فراموش مي کني آنچه امروز داري آرزوهاي ديروز توستهیچ کس اشکي براي ما نريخت ...هر که با ما بود از ما مي گريخت ...چند روزي ست حالم ديدنيست... حال من از اين و آن پرسيدنيست... گاه بر روي زمين زل مي زنم... گاه بر حافظ تفاءل مي زنم... حافظ ديوانه فالم را گرفت... يک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما زياران چشم ياري داشتيم... خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم گر نيايی تا قيامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندين ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت می کشم..... چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ...
ادامه مطلب