Â
میدونم یکم طولانیه ولی جون من بخونید ، قشنگه
آنگاه که غرور کسی را له می کنی ، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را
ویران می کنی ، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی ،
آنگاه که بنده ای را ناددیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می
بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی ، آنگاه که خدا را میبینی و
بنده ی خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم دستانت را بسوی
کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند ؟
اینها را از عاشقی شنیدم که به کسی می گفت که یک روزی همه ی
وجودش بود و حالا اون نامرد تنهاش گذاشته !
اون نامرد یکی از دوستامه ... اولین باری بود که گریه ی یک مرد رو می
دیدم . اولین بار بود می دیدم که یک مرد جلوی یک دختر اشک بریزه و
اینها رو بگه . دلم خیلی واسش می سوخت !!!
به دوستم گفتم که تو حق نداشتی با احساساتش بازی کنی ، اما اون
خیلی راحت به میون حرفم اومد و گفت : ما فقط یه دوست بودیم ،
رابطه ی ما هم یه دوستی معمولی بود !
نمی دونم چرا همیشه آدمایی که تو عشق و دوست داشتن همه
چیزشون رو می بازن نصیب کسانی می شن که قدرتشون رو نمی
دونن ؟!
و جالب اینجاست که آدمای بی احساس تو یه عشق دیگه همون
شکستی رو تجربه می کنن که قبلاً فکر می کردن همه چیز فقط یه
دوستیه ساده است !
پس دوستای گلم ، حواستون باشه که دلی را حتی برای تلافی
نشکونید ، تا مبادا ئلتونو بشکنن ... آخه میگن چوب خدا صا نداره ...
ورزنه ای ها...ما را در سایت ورزنه ای ها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هــــــــــادی
بازدید: 465