Â
کشیدم عکسِ ماهت را شبی در قاب دیوارم
کشیدی با سرِزلفِ سیاهت باز بر دارم
نمی خواهی مرا... ـ باشد ـ؛فقط بگذار بعد از این
تماشایت کنم در حلقه های دود سیگارم!
نمیدانی چه زجری میکشم از درد تنهایی
چقدر از عصرِ انسانهای شهرِ بی تو بیزارم
شبیه صخره های ساحلت عمریست میخواهم
خودم را دست امواج خروشان تو بسپارم
تو خوشبختی؛ برایت حال من بانوی "خوبی؟" ها
چه فرقی می کند وقتی نمی آیی به دیدارم؟
نمی آیی و من در انتظارت می پرستم آن-
درختی را که با خنجر نوشتی "دوستت دارم"
..........یسنا فاضلی...........
![]()
ما را در سایت ورزنه ای ها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هــــــــــادی
بازدید: 328